عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
73
منازل السائرين ( شرح عبد الرزاق الكاشانى ) ( فارسى )
و الدرجة الثانية حفظ الحدود عند ما لا بأس به ، إبقاء على الصيانة و التقوى ، و صعودا على الدناءة ، و تخلّصا عن اقتحام الحدود . و الدرجة الثالثة التورّع عن كلّ داعية تدعو إلى شتات الوقت و التعلّق بالتفرّق ، و عارض يعارض حال الجمع . خداوند عزّ و جلّ مىفرمايد : « و جامهات را پاكيزه دار . » « 1 » ورع آن است كه با حذر [ و پرهيز كامل ] تا نهايت درجه پرهيزگار باشى [ و نه تنها از حرام ، بلكه از هر امر شبههناكى به غايت بپرهيزى ] ؛ و يا آنكه با تعظيم و بزرگداشت [ امر و نهى خداى متعال ، بر خود ] سختگيرى [ و حتى از پارهاى مباحات نيز درگذرى . ] و اين آخرين مقام زهد براى عامه و نخستين مقام زهد براى مريد است . و داراى سه درجه مىباشد : درجهء نخست ، آن است كه از امور زشت و قبيح [ شرعى ، همچون محرمات و مكروهات ] دورى گزينى تا بدين وسيله نفس خويش را از [ همراهى و همسانى با فساق ] در امان دارى ، و كارهاى نيك [ - واجبات و مستحبات ] را فراوان سازى ، و ايمان [ خود را از آنچه مايهء نقصان و ضعف آن مىگردد ] مصون دارى . درجهء دوم ، آن است كه حدود [ الهى ] را [ حتى ] نسبت به آنچه منعى در آن نيست [ - مباحات ] حفظ كنى - [ مقصود آن است كه سالك بايد از پارهاى مباحات كه شبههناك است ، پرهيز كند تا مبادا به مرزهاى حرام نزديك شود . چنانكه در روايت آمده است : « دع ما يريبك الى ما لا يريبك . » آنچه تو را به شك مىاندازد رها كن و به كارى بپرداز كه شك و شبههاى در آن نيست . ] - تا صيانت [ نفس ] و تقوا [ يى كه در مرحلهء نخست كسب كردهاى ] باقى بماند [ و مكدّر نشود ] ، و از دنائت [ و خسّت نفس ] فراز آيى ، و از تجاوز و تعدى از حدود [ و فرو غلطيدن در محرمات ] رهايى يا بى . درجهء سوم ، آن است كه هر داعيه [ و خاطر نفسانى ] را كه موجب پراكندگى وقت
--> ( 1 ) - 47 / 4 .